مهتاب عشق من

حرف دل
نویسنده : حسین - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/۱٠/٢۸
 

در قاب این آیینه ها خود را نمی بینم

چیزی به جز یک بهت بی معنا نمی بینم

دنیا به زشتیهای پلک فهم من خندید

شاید شبــیه مردم دنـیا نمی بینم

گنجشک روحم لابلای شاخه ها یخ زد

نه ! سنگ هم در دست آدمها نمی بینم

تصویری از تبعیض سرد چشمها آری

در این برودت ذرهای گرما نمی بینم

در منطق این نیمه آدمهای قلابی

جایی برای عشق هم حتی نمی بینم


 
 
ببخش خودت را !
نویسنده : حسین - ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٩/٢
 

برای تمام راه های نرفته

برای تمام بی راه های رفته

ببخش بگذار احساست قدری هوایی بخورد

گاهی بدترین اتفاق ها هدیه ی زمانه و روزگارند

تنها کافیست خودمان باشیم !

که خود را برای تمامی این بی راه رفتنمان ببخشیم

و به خودمان بیائیم

تا خدا تمامی درهای که به خیال باطلمان بسته را به رویمان باز کند.

خطاهایت را بشناس.

انها را پذیرا باش و تنها بین خودت و خدایت نگهشان دار

این دنیا نامحرم بد دل

نامحرم نامروت زیاد دارد !

تا دست خدا هست. تا مهربانیش بی انتهاست

تا می گویی خدایا ببخش

به دورت می گردد و می بوستت و می گوید جانم چه کرده ای مگر ؟

دیگر تو را چه نیاز به ادمها ؟

زیبا بمان و بگذار با دیدنت

هر رهگذر نا امیدی

لبخندی بزند رو به اسمان و زیر لب بگوید

هنوز هم می شود از نو شروع کرد...!


 
 
بعضی عکسها حرف میزنند !!
نویسنده : حسین - ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۸/٢٦
 






شاید تکراری باشد اما همچنان آموزنده است :

انسانها؛ در دو صورت چهره ی واقعی خودشان را نشان میدهند:

اول آنکه بدانند کامل به خواسته هایشان رسیده اند

یا اینکه بدانند هرگز به خواسته هایشان نمی رسند . . .

 
 
پاییز
نویسنده : حسین - ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٧/٢
 

تلخ است که لبریز حقایق شده است

زرد است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است


 
 
اگه خیانت نکردم فکر نکن نمیتونستم....
نویسنده : حسین - ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۳/٦/٩
 

         

اگه خیانت نکردم فکر نکن نمیتونستم .... اتفاقا خیلیا دورو برم بودن

اگه خوب بودم فکر نکن خوبی از خودت بود ....خوبی تو ذاتم بود

اگه بردمت بالا فکر نکن چیزی بودی ....میخواستم هم قد خودم شی

اگه تک پر بودم فکر نکن پریدن بلد نبودم .... فقط میخواستم با تو بپرم

اگه واسه دیدنت لحظه شماری میکردم فکر نکن خیلی شاخ بودی .... به دلم که تنگ بود احترام میذاشتم

اگه دلمو فقط به تو دادم فکر نکن تو عالی بودی ....دلم راضی نمیشد

اگه اگه اگه ....

خلاصه اگه حالا دارم فراموشت میکنم فکر نکن واسم اسونه.... خودت موندن رو واسم سخت کردی که مجبور شدم اسون برم


 
 
حرف دل
نویسنده : حسین - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٩
 








 
 
از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟
نویسنده : حسین - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٢
 

داستانی فوق العاده زیبا از دیوانگی عشق ! | www.birdana.com

از دیوانه ای پرسیدند : چه کسی را بیشتر دوست داری ؟

دیوانه خندید و گفت : ”عشقم” را…

گفتند : عشقت کیست؟

گفت:عشقی ندارم!

خندیدند و گفتند : برای عشقت حاضری چه کارهاکنی؟

گفت : مانند عاقلان نمیشوم ، نامردی نمیکنم ، خیانت نمیکنم ، دور نمیزنم ،

وعدهسرخرمن نمیدهم ، دروغ نمیگویم و دوستش خواهم داشت ، تنهایش نمیگذارم ،

میپرستمش ، بی وفایی نمیکنم با او مهربان خواهم بود ، برایش


فداکاری خواهم کر د،ناراحت و نگرانش نمیکنم ، غمخوارش میشوم…


گفتند: ولی اگر تنهایت گذاشت ، اگر دوستت نداشت ، اگر نامردی کرد ، اگربی وفابود ،

اگر ترکت کرد چه…؟


اشک بر چشمانش حلقه زد و گفت : اگر اینگونه نبود که من “دیوانه” نمیشدم…


 
 
دلنوشته
نویسنده : حسین - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٥/۱۳
 

ظاهراً هرچند میخندم ؛ درونم شاد نیست

باد اگر در غبغبم دیدی به جز غمباد نیست



وضع من از منظر علم روانکاوی بد است !

مشکلات جسمی ام اما به ظاهر حاد نیست!



مثل شهری جنگی ام که سالها بعد از نبرد

بازسازی گشته اما باز هم آباد نیست!



بستگی دارد که از « زندان» چه تعریفی کنیم

هیچ کس در هیچ جای این جهان آزاد نیست



زود دانستند این دنیا تماشایی نبود

کس از آغاز تولد کور مادرزاد نیست



حتم دارم تا شکوه کاخ ساسانی به جاست

گوشه ای از چشم شیرین قسمت فرهاد نیست

 
 
← صفحه بعد