مهتاب عشق من

توبه نمیکند اثر ، مرگ مگر اثر کند ...
نویسنده : حسین - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/٢۱
 

شب سیاه قصه ، را هوای تو سحر کند


باور ما نمیشود ، در سر ما نمیرود


از گذر سینه ما یار دگر گذر کند


شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام


کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کند


چاره کار ما تویی ،‌ یاور و یار ما تویی


توبه نمیکند اثر ، مرگ مگر اثر کند


مجرم آزاده منم ، تن به جزا داده منم


قاضی درگاه تویی ، حکم سحر گاه تویی


با تو حکایتی دگر ، این دل ما بسر کند


شب سیاه قصه را ، هوای تو سحر کند


باور ما نمیشود ، در سر ما نمیرود


از گذر سینه ما یار دگر گذر کند


شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام


کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کند


مقصد و مقصودم تویی ، عشقم و معبودم تویی


از تو حذر نمیکنم ، سایه مگر سفر کند


چاره کار ما تویی ،‌ یاور و یار ما تویی


توبه نمیکند اثر ، مرگ مگر اثر کند ...