نویسنده :
حسین - ساعت ۱٢:۳٦ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/۳/٢۳
کاش دهخدا می دانست
دلتنگی ...
اشک ....
فاصله ....
بی وفایی....
تعریفش فقط دو حرف است "تـــو"
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گیرم که مرا جواب کردی خوش باش
تهمت زدی و خراب کردی خوش باش
آن روز که با خودت گلاویز شدی
گر آینه را مجاب کردی خوش باش
نویسنده :
حسین - ساعت ٥:٤٧ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٢/۱۱
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!
واپسین لحظه دیدار ، منو دست گریه نسپار ، توی تردید شب خدا نگهدار ، اگه خوابم اگه بیدار ، تو ی این فرصت تکرار ، بگو عاشقی برای آخرین بار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم
نویسنده :
حسین - ساعت ۳:٤٠ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/٢/۱
یه حساب تو دلتنگی هات برام باز کن
شاید برنده کل دلتنگی هات شدم !

ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی / آتش به شب تار زدی خسته نباشی
ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی / با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی . . .